نبرد قادسيه نخستين جنگ بزرگ ايران و عرب
نبرد قادسيه نخستين جنگ بزرگ ايران و عرب است كه در سال چهاردهم هجری بوقوع پيوست قادسيه نام قريه ای بود كه در پانزده فرسنگی شهر كوفه در عراق قرار داشت.
فتحی كه بدينوسيله نصيب اعراب شد ، يك پيروزی قطعی بود و موجب گرديد تا ايرانيان بكلی روحيه ی نظاميگری خود را از دست بدهند. در اين نبرد درفش كاويانی پرچم مشهور ايران بدست دشمن افتاد. بموجب روايتی ، ضرار بن الخطاب كه پرچم مزبور را بدست آورده بود آنرا به سی هزار دينار فروخت ، در صورتيكه بهای واقعی گوهرهای آن به يكصد و بيست هزار دينار سر می زد.
سقوط نهاوند در سال 21 هجری ، چهارده قرن تاريخ پرحادثه و باشكوه ايران باستان را كه از هفت قرن پيش از ميلاد و تا هفت قرن پس از آن كشيده بود و هزاران سال تاريخ استوره ای باشكوه و اسرار آميز ، پايان بخشيد. اين حادثه فقط سقوط دولتی باعظمت نبود ، سقوط دستگاهی فاسد وتباه بود. زيرا در پايان كار از پريشانی و بی سرانجامی درهمه كارها فساد و تباهی راه داشت. جور و استبداد خسروان ، آسايش و امنيت مردم را عرضه خطر می كرد وكژخويی و سست رايی موبدان اختلاف دينی را می افزود.
در حادثه ی عظيم سقوط و اضمحلال ساسانيان در واقع وضع اخلاق و دين به چنان پايه ای تنزل كرده بود كه جز سقوط و شكست انتظاری نمی رفت. در گيرودار عجيبی كه پس از دوران شيرويه در ايران پديد آمد ، ديگر ساسانيان چيزی نداشتند كه عامه را بخود دلبسته كند و يا كسی را بخاطر خود به فداكاری وا دارد. با سقوط پی در پی شاهان ، فره ايزدی به سستی گراييده و هيبت و ارج خود را از دست داده بود. آزمنديهای حكام و فرمانروايان با فساد و اختلاف موبدان و روحانيان دست به دست هم داده ، علايق و عقايد كهن را به سستی كشانده بود. شاهان همواره از استيلای دشمنان پريشان خاطر بودند و از انديشه ی سقوط و بيم جان آرام و قرار نداشتند. فرمانروايان شهرهای مرزی كه اميد به بقای دولت مركزی را از دست داده بودند ، از ابراز نافرمانی نسبت به آن دستگاه بيمی بخاطرراه نمی دادند. تفرقه و تشتت اخلاقی ، بيشتر خردمندان و دورانديشان را نگران حادثه ای شگرف ساخته بود كه دير يا زود ميبايستی رخ نمايد و از پرده بدر آيد.
